مورین(1994) در مطالعه ای نشان داد که مقیاس باورها و نگرشهای ناکارآمد خواب، همسانی درونی بالایی دارد و چندین خرده مقیاس که به طور منطقی مشتق شدهاند به گونه ای پایا افرادی را که خواب خوب یا طبیعی دارند از افرادی که خواب ناکافی دارند یا از بیخوابی رنج میبرند، تمیز میدهد. مطالعه ادینگر و وولگموث (2001) بر دو گروه (گروه اول 69 فرد با خواب طبیعی و 69 فرد مبتلا به بیخوابی ، گروه سوم 73 فرد مبتلا به بیخوابی برای بررسی کارایی CBT برای بیخوابی) نیز نشان داد DBAS - 10 همبستگی بالایی با DBAS کامل دارد و به گونهای موثر افراد دارای خواب طبیعی را از مبتلایان به بیخوابی متمایز میسازد. ضریب آلفای کرونباخ برای افراد با خواب طبیعی 70/ 0 و برای دو گروه مبتلا به بیخوابی به ترتیب 68/ 0 و 53/ 0 بود.